عامل حمله تروریستی به جوجه ی میکرو دستگیر شد .
ادامه مطلب
به گزارش خبرنگار چغک نیوز یکی از جوجه های میکرو مورد حمله تروریستی قرار گرفت .
ادامه مطلب
سلام
توی تاریخ اومده که در زمان وزارت اردشیر زاهدی , یکی از حکام شیخ نشینای عربی نامه ای رسمی به ایشون ارسال کرده و توش مدعی استقلال بحرین شده بود(اون زمان هنوز بحرین جزیی از ایران بوده) و در جواب نامه رسمی این حاکم به ظاهر محترم جناب زاهدی مرقوم فرمودن که " کاغذ رسیده از شما را به عنوان کاغذ توالت استفاده کردم و بعد از استفاده آنرا دور انداختم" .
حالا شما نگران نباش پرینتر دارم که مرقومات حضرت عالی رو روی کاغذ پرینت کنم...
بد نیست بدونی ملت طنز ندیده نیستن.
مدير كل بورس ها و دانشجويان خارج از كشور
وزارت علوم گفت: دانشگاهاي خارجي از پذيرش
دانشجويان مرتبط با علوم فيزيك خوداري ميكنند!
اينم صدقه سر بعضي ها كه توي دنيا برامون احترام
و ارزشي دست و پا كردن كه بيا و ببين! به جان
عزيزت 2 روز ديگه بايد با التماس بريم افغانستان كارگري
كنيم! همين حالاش هم كه ملت افغاني و پاكستاني
كيون نشور بوگندو پاميشن ميان ايران زن ميگيرن و
ميبرن انور فاحشگي! هيشكي به هيشكي هم كه
نيست! حالا ملت ميرن زن عرباي سوسمار خور بوگندوي
كثيف حشري ميشن تو سرمون بخوره!
اخه با افغاني و پاكستاني هم بعله!؟
البته بنده دارم شعر ميگم! در مملكت اسلامي نه جنده
داريم نه فاحشگي!
نه تجارت انسان نه چيز ديگه! همه چيز خوب و رديفه!
بعله بنده شعر ميگم!
خبر دوم اين كه حس روحاني فرمودند كه ايران غني سازي
رو از سر ميگيره!
من نميدونم اين چه مرضيه كه حتما يه چیزی به كيون ايران
فرو بره تا بعد بگن گه خورديم!
اين ماجرا كه سر و تهش معلومه كه ميره تو كيون ايران!
پس چه مرضيه!؟ همين الان بگن گه خورديم!
مگه غيره اينه كه نمايندگان انگليس و فرانسه و المان
اومدن ايران و تعهد دادن كه پرونده ايران رو تو اژانس ببندن
و مگه بعدش همينا نرفت قطعنامه عليه ايران ندادن!؟
و مگه غير از اينه كه قطعنامه مزكور! بدون راي گيري!!!
تصويب شد!؟
ماكه از اين سياست تخمی سياستمداران عزيزمون سر در
نياورديم!
تا كي ميخوان اين سياست بچه پرو بازي رو ادامه بدن الله
اعلمه! شايد هم نه!
در هر حال چيزي كه واضحه نصف بيشتر اين زر زر ها و الدرم
بلدرم ها فقط جهت گوش هاي ما عزيزان ايراني گفته ميشه!
اونجا ميگن چاكريم اينجا ميگن زديم گهشون كرديم!
ميان قطعنامه عليه ايران رو مثبت!!!!! ارزيابي ميكنن در صورتي
كه از گوشه و كنار خبر ميرسه كه قطعنامه همچين يه بندهايي
داره كه زياد!! هم مثبت!!! نيست! بگذريم!
يادمه يه بنده خدايي كه سرش تو حساب بود هميشه ميگفت
سياست براي گدا گشنه ها و فقير فقراست! بنده خدا سرت
به كارت باشه! شايدم اون راست ميگه!
در هر حال ادم اين چيزا رو كه ميبينه يه نمه بهش فشار مياد!
موضوع سوم خبر بازداشت منبع خبر حراج دختران ايراني در
فجيره بود كه بنده شخصا حسابي به اين همه خريت خنديدم!
تا كي فقط صورت مساله پاك بشه بازم همون خدا ميدونه!
اخه تو همچين مساله اي كه لاش اينقده بازه همچين گه كاري
هايي به جز ابرو ريزي بيشتر چيزي نداره! داره!؟
لابد مساله اون زنيكه مهمانداره هواپيما **** خانوم!! رو كه
يادت نرفته!!!
اونم به شدت تكذيب شد!
اصولا تو اين مملكت وقتي چيزي به شدت تكذيب ميشه ادم
مطمئن ميشه كه يه خبرايي هست!
در هر حال مطمئن باشيد ماجراي حراج واقعيت داره... بنده
شخصا از كسي كه چند سري تو اين حراج ها (حالا فكر نكنين
كه ميبردنشون رو سن ميچرخوندنشون!) حضور داشته شنيدم
طرف هم راضي بود و پول خوبي گيرش اومده بود! هرچند به ما
چه!؟
مورد چهارم همانا مشروبات الوده به متانول!!! در شيراز و جاهاي
ديگه هستش!
كه اگه توضيح ندم بهتره! فقط همينقدر بدونين كه بعد از اين ماجرا
پخش مشروبات الكلي به چند كانال خاص! محدود شد و فروش
مواد مخدر به ميزان قابل توجهي افزايش پيدا كرد!
البته اين موضوع طبق معمول تكذيب خواهد شد!
خلاصه هواي چيزايي رو كه ميخورين داشته باشين! يهو ديدن به
جاي شراب اصل بورگوني مقاديري ادرار ميل كردين!
بايد عرض كرد كه ریدیم تو اين روزگار!
خلاصه بالام جان حواست نباشه به كيونت فرو رفته! از ما گفتن!
راستی این پدر خوانده کدوم خریه؟ اگه فکر میکنی اندازه این حرفا هستی که با من کل کل کنی من بدم نمیاد یه حالی بهت بدم. هرچند واقعا برام افت داره که بخوام امثال تو رو سر جاشون بشونم.......
سلام
امروز حال كردم بقيه قصه رو بگم واستون ولی امروز حس طنز نبود یکمی بی حال شده متن!
خلاصه ما رفتيم خونه اين دوستمون تو كاشمر، بنده خدا مادرش خيلي زحمت كشيده بود و واقعاً شرمندمون كرد. بعد از شام رفتيم خونه پسر عموي چغك ، كه تو كاشمر دانشجوه . چون شب 5شنبه بود و مكالمه ايرانسل رايگان بود دوستم از اونور دنيا زنگ زد كه باهام بحرفه ، منم مشغول صحبت بودم ، چغك و پسر عموش و آقاي هوپي و جوجه اردك زشت مشغول ورق بازي بودن . منم مشغول حرف زدن بودم كه يه بسته گاز خردل كه گذاشته بودم واسه روز مبادا ول شد و برخورد كرد به زمين!!!.....
ادامه مطلب
چغک دوباره پس از مدت ها وارد می شود
دوستان عذر می خواهم یکم سرم شلوغ ولی خوب دیگه
حالا ادامه مطلبو بخونین تا دلتون واشه ....
ادامه مطلب
سلام
بازم 5 شنبه اين هفته با دايي نقي و چغك خواستيم بريم دانشگاه ، من لباسام رو پوشيدم رفتم كه جورابام رو هم پيدا كنم و بپوشم ، بعده كلي كنكاش ديدم جورابام توي يه جعبه در بسته كنار جوراباي دايي نقي بودن ، خدا نصيب گرگاي بيابون نكنه! در جعبه رو كه باز كردم تمام خونه پر از گاز اشك آور شد!!!
.....
ادامه مطلب
سلام
5شنبه دايي نقي رفته بود دون بگيره واسه كفترا ، منو چغك داشتيم به جوجه ها ميكرو بازي ياد ميداديم كه بامزي در زد گفت ميخواد بياد تو . بعد منو چغك ترسيديم كه نكنه آقا گرگه باشه. گفتيم دستات رو از زير در بيار تو ببينيم كي هستي؟ بامزي هم چون چاقالوه و نميتونه خم بشه پاهاشو از زير در نشون داد ، از بوي گند پاهاش فهميديم كه خود بامزيه ،اومده اجاره خونشو بگيره يكمي سر حال بياد.....
ادامه مطلب
سلام بچه ها
قبل از هرچيز از بهزاد جون كمال تشكر رو داريم و اينو بدون كه شديدا مورد حمايت اين سازمان هستي . زن كه مي دونم نداري ولي اگه خواهرت يا دوست دخترت بهت گفت بالا چشت ابرويه به من بگو تا بر اساس اختياراتي كه دارم نيست و نابودش كنم
خب بگذريم .
يه اصلاحيه بايد صادر كنم بشنويد
به گزارش خبرنگار ما از بندر قيميت املتي كه تو رستوران ها سرو مي شه از خاويار بالا تر رفته همچنين مدير بانك مركزي آمريكا اعلام كرد يكي از دلايل ركود اقتصادي امريكا و ارزش دلار بالا رفتن قيمت جهاني گوجه فرنگيه .
راستي دوستان برگ زرين ديگري در تاريخ زندگي چغكاي اينجا رقم خورد . جورج بوش اعلام كرد فعاليت سازمان حمايت از آقايون صلح آميز اعلام كرد .
و گفت سازمان هاي اطلاعاتي ما چند ماه قبل اين قضيه را فهميدن ولي نامردا هيچي به من نگفتن .
بعدشم طي يك نامه ي فدايت شوم به ما اعلام كرده حاضره عضو سازمان بشه . وقتي ازش پرسيدم ازكدوم يكي ( زنتون – خواهرتون – دوست دخترتون) ناراضي هستي گفت هيچ كدوم فقط از رايس ناراضيم .گفتم تير به جگرش بخوره براي چي ناراضي هستي . گفت : دستشوييم كه برم بايد ازش اجازه بگيرم
خلاصه قرار شد 25% هزينه هاي سازمانو بپردازه تا ما ازش حمايت كنيم .
فردا براتون مي خوام كسي رو معرفي كنم كه با 4 – 5 تا زن هنوز ابهت و مرد سالاريشو حفظ كرده از رفقاي قديممونم هست .
تا فردا خدافظ .
يادم نميره اونروزو. با ميكرو رفته بوديم بازاركفتر بازاي قم واسه كفترا دون بخريم ، موقع برگشتن داشتيم قدم ميزديم كه ييهو چشم افتاد به پسر خوشتيپ و دور از جون شما خوشگل. سريعا ميكرو جون رو پيچوندم بره بگرده يه دونه كفتر سياه بخره و خودم رفتم پيش آق پسره. بش گفتم سلام جگرم قربون شكلت برم، گفتم كجا ميخاي بري؟ گفتش خيابون آذر ميرم. منم گفتم بيا داداشم منم هم ساخ دارم ميرم آذر. خلاصه باهاش اومديم نزديكاي خيابون آذر ، سر كوچمون كه رسيديم . هر چي اسرار كردم كه بياد تو كوچمان بريم خونه بهش كفتر نشون ميدم نيومد كه نيومد. مام دست از پا دراز تر داشتيم بر ميگشتيم كه ديدم پسره داره صدام ميزنه اومد جلو يك دفترچه بهمون داد و رفت پي كارش . منم كه سواد نداشتم رفتم سراغ ميكرو دفترو دادمش گفتم اين چيچيه داداشِم اونم خوند گفت واسه دانشگاه خيام۱ تكميل ظرفيت اعلام كردن خلاصه تصميم گرفتيم فرمشو پر كنيم و اگه قبول شديم كه چه بهتر زيارت آقا هم ميريم و هم اينكه دانشجورُم ميشيم . از فرمش 3 تا كپي گرفتيم و پر كرديم . يكي واسه من يكي واسه ميكرو يكيُم واسه بچه ميكرو آقاي چغك خان(البته اونموقع جوجه چغك بود). گذشت تا يه روز كه رفتيم بازار كفتر بازا ديدم سر در دكون ‹‹حاج ميرزا علي نقي قمي›› ملاك بزرگ قم ( باباي مرحومم ، خدا بيامرز تموم دكوناي خيابون آذر و به اسم زن دومش كرده بود و همين حجره ي تو بازار كفتر بازا به ما رسيد) يه پارچه بزرگ زدن كه "جناب آقاي دايي نقي قبوليتان را در تكميل ظرفيت دانشگاه خيام به اهالي قم علي الخصوص مردم شريف خيابون آذر تبريك ميگوييم". منم سريع زنگ زدم به ايرانسل ميكرو بعد از كلي network busy دادن گوشيو برداشت و گفت كه اونو چغك كوچولو هم قبول شدن. پس رفتيمو وسايلمونو جمع كرديم و امور خيابون آذر و تا اطلاع ثانوي به داش جواد سپرديم و راهي مشهد شديم.........
ادامه دارد...........
۱ دانشگاه: موسسه آموزش عالی( البته آقای طیرانی گفتن دانشگاه شده ما نمیدونیم چرا پس تابلوی موسسه آموزش عالی خیام تبدیل به دانشگاه خیام نمیشه)
